slogan

چطوری شعار تبلیغاتی برندم را باید انتخاب کنم

شاید یکی از مشکل ترین قسمت های ساخت یک برند، انتخاب شعار تبلیغاتی است. جایی که اکثر افراد دچار اشتباهات بدی می شوند.

شعار را انتخاب می کنی. روی کارت ویزیت، کاتلوگ، وبسایت و احتمالا هر وسیله تبلیغاتی دیگر آن را چاپ می کنی سپس متوجه می شوی کوچکترین کارایی ندارد و هیچکس نه با شعار برندت می تواند ارتباط برقرار کند و نه می تواند آن را بخاطر بسپرد.

برای اینکه در نوشتن شعار تبلیغاتی اشتباه نکنی و کاملا نوع نوشتن آن را درک کنی می خواهیم باهم یک سناریو را تصور کنیم.

با دوستانت تصمیم می گیرید یک دورهمی کوچک بگیرید.

در این دورهمی یک غریبه جدیدم هم دعوت می شود. این غریبه به محض اینکه وارد جمع می شود می گوید من اولین و بهترین آدمی هستم که هر کسی دوست دارد من را به دورهمی اش دعوت کند.

شعار تبلیغاتی

احتمالا اولین حسی که بهت دست می دهد اینه : خب به چپم!

وقتی که تو هم شعار تبلیغاتی را اینگونه انتخاب می کنی که فقط خودت با آن حال می کنی همین اتفاق می افتد.

 

روش های نوشتن شعار تبلیغاتی برند:

واقعیت داستان این است که شعار تبلیغاتی برند را صاحب برند نباید انتخاب کند، این مشتریان هستند که شعار برند را انتخاب می کنند.

مهم نیست چقدر بزرگ در شعار تبلیغاتی ات بنویسی “ما اولین و بهترین هستیم”  همین که مشتریان چنین حسی را نداشته باشند شعار تبلیغاتی ات دوزار نمی ارزد.

روش اول: پس یکی از بهترین روش ها برای تبلیغ نویسی شعار برند این است که چند سالی به برندت فرصت دهی و بعد دقت کنی مشتریان چگونه درباره برندت فکر می کنند.

 

اما شاید بخواهی از همان ابتدای مسیر شعار تبلیغاتی برندت مشخص باشد.

روش دوم: اینجا باید استراتژی متفاوتی را شروع کنی که البته به سود برندت هم در نهایت خواهد بود. باید از همان ابتدای مسیر مشخص کنی استراتژی برندت چه چیزی هست:

  • ارزان ترین قیمت را پیشنهاد می دهی.
  • گران قیمت ترین و لوکس ترین هستی.
  • ساده ترین روش یا مسیر را پیشنهاد می کنی.
  • سریع ترین هستی.
  • آهسته ترین اما دقیق ترین هستی.
  • و….

اینکه چطور می خواهی محصول یا خدماتت را عرضه کنی یا اینکه خدمات و محصولت چطور با سایرین متفاوت است، می تواند بهترین روش برای انتخاب شعار برند باشد. اما به یاد داشته باش که دیگر نمی توانی استراتژی برندت را تغییر دهی.

 

روش سوم: متداول ترین روشی که توسط برند های بزرگی محصول شان چندان مفید نیست استفاده می شود روش تلقین است.

من بهت می گویم چطور درباره واقعیت فکر کن”

مثلا تصور کن تو یک برند نوشابه داری. خب طبیعتا خودت هم خوب می دانی محصول ات نه تنها مفید نیست بلکه در واقعیت آشغال است. در این صورت واقعا نمی توانی شعار تبلیغاتی خوبی بنویسی مگراینکه سعی کنی چیزی را تلقین کنی.

تو نمی توانی در شعار تبلیغاتی ات بگویی “بهترین نوشابه” را ما داریم. چون اینکه چه کسی “بهترین آشغال” را تولید می کند اهمیتی ندارد.

پس باید کاری کنی مصرف کننده در لحظه مصرف با خیال آسوده و بدون نگرانی از اینکه در آينده با خوردن همین نوشابه قرار است به فنا رود، آن را تا ته سر بکشد.

“در لحظه زندگی کن” شعار هوشمندانه ای خواهد بود.

slogan

شعار تبلیغاتی پپسی: در لحظه زندگی کن

این شعار این حس خوب را می دهد که مهم نیست در آينده چه اتفاقی می افتد (چون مصرف کننده همین الان هم می داند نوشابه آشغال است) الان را دریاب.

این شعار تبلیغاتی (Live for now) که توسط پپسی استفاده می شود خلاقانه و هوشمندانه و خارق العاده است.

 

بیا یک مثال دیگر را با هم بررسی کنیم. تصور کن یک فست فودی بزرگ داشتی که می توانستی روزانه هزاران مشتری سالم را تبدیل به بیماران قلبی و عروقی کنی، آنگاه چطور شعار برندت را می نوشتی؟

سخت است. مگرنه؟

بله. به همین خاطر است که مک دونالد توانسته بهترین شعار تبلیغاتی را برای خودش انتخاب کند.

“من عاشقش هستم”

شعار تبلیغاتی

شعار تبلیغاتی مک دونالد:‌من عاشقشم

اگر به این شعار کمی عمیق تر نگاهی کنی متوجه می شوی دقیقا تصویر یا تفسیر دیگری از شعار تبلیغاتی پپسی است.

مهم نیست این همبرگر من را می کشد من عاشقش هستم. آینده را فراموش کن و الان را دریاب.

 

روش چهارم: این روش شبیه تعارفات خودمان هست. با نوشتن جمله ای بسیار کوتاه سعی در ایجاد حس خوب در مخاطب داریم. به عبارت ساده تر یک نوع چاپلوسی زیرکانه است.

تکنیک استفاده از ماهیت “تو خوبی” در شعار تبلیغاتی برند است.

شعار برند

شعار تبلیغاتی Loreal:‌ تو ارزشش را داری

نکته تخصصی در نوشتن شعار برند این است که احساسات مخاطب را مانند یک تخته وایت برد در نظر بگیری یا شبیه کودکی تازه بدنیا آمده است. حالا تو قرار است در این فضای سفید نقاشی کنی.

این نقاشی تصویر یا تفسیر جایگزین از واقعیت خواهد بود. 

مردم در دنیای امروز به دلیل حجم استرس و اضطراب (anixety) و حس جاماندگی (fomo) آنچنان فرصت فکر کردن و تصمیم گیری ندارند. به همین خاطر نیاز دارند به آنها بگویی چطوری درباره من فکرکن یا تصمیم گیری کن.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *