شعار های انتخاباتی ریاست جمهوری ایران

نگاهی به تبلیغ نویسی شعار های انتخاباتی ریاست جمهوری ایران از ابتدا تا به امروز

به عنوان یک تبلیغ نویس می خواهم نگاهی به شعارهای انتخاباتی ریاست جمهوری ایران بیاندازم و با هم ببینیم کدامیک بهتر بودند و چطور می توانستیم بهترش کنیم.

قبل از شروع باید بدانیم شعار انتخاباتی باید متناسب با فضای همان زمان باشد. مثلا شاید شعاری که امروز خوب به نظر برسد برای بیست سال پیش می توانست بد باشد.

بنی صدر: مدافع عدالت های اجتماعی، سیاسی، اقصادی

شعار انتخاباتی بنی صدر

تبلیغ نویسی شعار انتخاباتی بسیار سنگین و غیر قابل درک است.

من دقیقا نمی دانم فضا در آن زمان چگونه بوده است اما اگر دغدغه اصلی مردم در آن زمان برقراری عدالت بوده است می تواند ماهیت درستی داشته باشد، در غیر این صورت شعار خوبی نبوده است.

مشکل اصلی تبلیغ نویسی این شعار اینجاست که درباره خود فرد یا ویژگی های فرد صحبت شده است و نه درباره کاری که می خواهد انجام دهد.

 

حضرت آیت الله خامنه ای: حکومت اسلامی آن حکومتی است که مردم را به فکر کردن دعوت می کند و هدایت ذهن مردم را برعهده می گیرد

شعار انتخاباتی آیت الله خامنه ای

شعار نسبت به شعار قبلی روان تر و قابل فهم تر شده است. بصورت کلی این شعار از دو بخش تشکیل شده است:

  1. حکومت اسلامی آن حکومتی است که مردم را به فکر کردن دعوت می کند
  2. حکومت اسلامی آن حکومتی است که هدایت ذهن مردم را به عهده می گیرد.

بخش اول پیام خوب و دوست داشتنی است و طبیعتا با استقبال نیز همراه می شود اما بخش دوم پیام بهتر بود که یا استفاده نمی شد یا تغییر می کرد.

چون اینکه مردم احساس کنند قرار است ذهن شان هدایت شود دچار احساس ناخوشایندی مانند کنترل شدن و از دست دادن آزادی می شوند. پس طبیعتا این بخش شعار می توانسته گارد درست کند.

 

هاشمی رفسنجانی:‌ همه با هم برای سازندگی ایران

شعار انتخاباتی رفسنجانی

شعار تبلیغاتی کوتاه و ماندگار در ذهن است.

هر چقدر که در زمان جلوتر می آییم سیر پیشرفت تبلیغ نویسی را می توانیم به وضوح مشاهده کنیم.

این شعار یک call to action (دعوت به اقدام) همگانی را در خود جای داده است و این خیلی خوب است. اما مشکل اصلی اینجاست که همیشه مردم خواهان راحتی و تنبلی هستند پس اینکه ما از خود مردم بخواهیم برای سازندگی بجنگند کمی مشکل ساز است.

اگر قرار بود نسخه امروزی این شعار تبلیغاتی را بنویسم احتمالا چیزی شبیه به این می نوشتم:

ایران را دوباره برایتان می سازم.

حالا حس بهتری را منتقل می کند و مردم را بیشتر مشتاق می کند.

 

سید محمد خاتمی:‌ فردای بهتر برای ایران اسلامی

شعار انتخاباتی خاتمی

بطور حتم یکی از بهترین شعار های انتخاباتی است. این شعار از چند جهت خارق العاده است:

  1. تنها چیزی که انسان را زنده نگه می دارد و وادار به هر کاری می کند امید است. (امید به فردایی بهتر)
  2. بر اساس دیزایر ارتقا (Level up desire) که همه انسان ها دارند این شعار نوشته شده است. (بهتر نسبت به امروز)
  3. چیزی درباره خود فرد نوشته نشده بلکه گفته شده چطور حال شما بهتر می شود.
  4. به اندازه کافی کوتاه و ماندگار است.

اما با وجود این همه ویژگی خوب هنوز یک شعار انتخاباتی عالی نیست. اگر من بخواهم این شعار را از نوع تبلیغ نویسی کنیم اینگونه می نویسم:

فردایی که همیشه منتظرش بودی

من این شعار از حالت دسته جمعی یعنی ایران به حالت تک نفره تغییر دادم. چون بر اساس ویژگی های روانی انسان جمله هیچکس مهمتر از من وجود ندارد همواره جمله صحیحی است.

شاید در نگاه اول احساس کنی این جمله فقط برای افرادی صحیح است که اختلال شخصیتی نارسیست را دارند اما واقعیت ماجرا این است که همیشه هر فردی به خودش بیشتر از دیگران اهمیت می دهد. پس بهتر است درباره خود فرد حرف بزنیم و نه دیگران.

 

محمود احمدی نژاد:‌ پول نفت باید سر سفره مردم بیاید

شعار انتخاباتی احمدی نژاد

پشت این شعار انتخاباتی سه موضوع پنهان شده است:

  1. دولت های پیشین آنچنان سالم نبودند (پول نفت را به شما نمی دادند)
  2. دادن حس خوبی تنبلی و راحتی (لازم نیست خیلی هم به فکر باشی چون پول زیاد در راه است)
  3. من رابین هود هستم. (من تو را از چنگال آدم بدها نجات می دهم)

اشتباه تبلیغ نویسی که سالها پیش در شعار انتخاباتی هاشمی رفسنجانی بود این بار اصلاح شده است.

هاشمی رفسنجانی: بیا با هم ایران را بسازیم ( یعنی تو هم لازم است کار کنی)

محمود احمدی نژاد: پول نفت را سر سفره ات میاورم (‌ تو لازم نیست کار کنی خودم درستش می کنم)

 

حسن روحانی:‌ دولت راستگویان و درست کرداران را تشکیل خواهم داد

شعار انتخاباتی حسن روحانی

تکنیکی که هم در ساخت شعار تبلیغاتی روحانی و هم ساخت در شعار تبلیغاتی احمدی نژاد استفاده شد “دشمن مشترک” است.

هر دو شعار سعی دارند بگویند دشمنی وجود دارد و ما می خواهیم تو را از چنگال این دشمن نجات دهیم.

حالا یکی عنوان می کند بالاخره دولت راستگویان و درست کرداران را تشکیل می دهیم و دیگری عنوان می کند بالاخره پول نفت که حق تو بوده را پس می گیرم و سر سفره ات می آورم.

سوالی که اینجا مطرح است اینکه آیا روند تبلیغ نویسی شعارهای انتخاباتی ۱۴۰۰ تغییری خواهند داشت یا همچنان می خواهند از تکنیک دشمن مشترک استفاده کنند.

 

شعار های انتخاباتی ۱۴۰۰ بهتر است چگونه باشد:

شعار های انتخاباتی ریاست جمهوری ایران

چیزی که واضح است مردم تا حد زیادی از دولت روحانی ناراضی هستند. اعتماد ندارند و احتمالا نسبت به شعار های انتخاباتی که خیلی گل و بلبل باشند گارد بگیرند.

دولتی که وعده خوشبختی داده بود در عمل اکثر مردم را به فنا داد. حالا  اکثر مردم دید پارانوییدی نسبت به اینگونه شعار ها پیدا کردند.

در کنار دید پارانوییدی که دارند منتظر ناجی هم هستند.

دقیقا حال و هوای روان این روزهای مردم شبیه به دختری می ماند که پارتنر های بدی داشته و الان شکاک و بدبین (پارانوییدی) شده است ولی در عین حال منتظر شاهزاده سوار بر اسب سفید (ناجی) هم است.

اگر بخواهیم مردم را یک فرد واحد در نظر بگیریم. این فرد واحد از دو اختلال رنج می کشد:

  1. پارانویا PPD (شکاک و بدبین)
  2. دیپند DPD  (وابسته)

حالا برای تبلیغ نویسی شعار انتخاباتی جدید باید دیپندسی (وابستگی) را بیشتر کرد و پارانویا‌ (بدبینی و شک) را کمتر کرد.

شاید به لحاظ اخلاقی آنچنان کار درستی نباشد اما ما که نمی خواهیم درمان کنیم ما می خواهیم از شرایط بهترین استفاده را کنیم تا تبلیغ نویسی خوبی را انجام داده باشیم که منجربه پیروزی میشود.

پش چند پیام را باید بتوانیم منتقل کنیم:

  1. فردایی بهتر در راه است.
  2. تو نمی خواهد کاری انجام دهی. من برایت انجام می دهم.
  3. قرار نیست تاریخ دوباره تکرار شود.
  4. دوباره ایران را ایران کنیم.
  5. و….

موارد یک و دو را پیش تر در همین متن توضیح دادم. اما مورد سه اشاره به اتفاقی که بعد از هر انتخاباتی می افتد دارد. یعنی این بار همین که انتخاب شدم کار تمام نیست بلکه تازه برای من شروع است.

مورد چهار استفاده از خطای شناختی عصر طلایی (golden age) است. اکثر مردم دنیا دچار این خطای شناختی هستند و همواره تصور می کنند در گذشته پر از شکوه و قدرت بوده است و امروز آن را نداریم.

وقتی می گوییم دوباره ایران را ایران کنیم مردم احساس می کنند قرار است به عصر طلایی برگردیم. البته استفاده از این تکنیک خیلی هم اخلاقی نیست چون هیچ وقت عصر طلایی یا golden age وجود خارجی نداشته است.

2 پاسخ
  1. زهرا شابیکی
    زهرا شابیکی گفته:

    سلام استاد. بازگشت تون رو به دنیای تبلیغ نویسی تبریک میگم. خوندن این مقاله منو به روزای اولی برد که با خوندن مقالات اغوا عاشق تبلیغ نویسی شدم 😍

    پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *